شما هیچ آیتمی در سبد خریدتان ندارید.

گفت و گو با دکتر ولی اله مظفریان، بررسی وضعیت گیاهان دارویی و معطر بومی ایران
توسط سولماز ضیاآبادی 1396/3/11 15:03 توضیحات
• با عرض سلام و تشکر از وقتي که در اختيار ما قرار داديد، لطفا از خودتان بگویید. بنده به مدت 36 سال در بخش گياه شناسي مشغول به کار هستم. قبل از اینکه مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع به اين شکلي که الان وجود دارد پايه گذاري شود، بنده در باغ گياه شناسي ملي ايران مشغول به کار بودم که پس از انقلاب، باغ گياه شناسي و درواقع بخش گياه شناسي فعلي در مؤسسه ادغام شد و امروزه به صورت يک بخش از مؤسسه انجام وظيفه مي کند، ولي مؤسسه کوچک ترين تاثير منفي در خط مشي و اساسنامه باغ گياه شناسي و بخش گياه شناسي نداشته است. در حال حاضر همان شرح وظيفه و اساسنامه را ادامه مي دهيم. هدف اساسي ايجاد باغ گياه شناسي و هرباريوم آن و همچنين کتابخانة بزرگ و کاملا علمي تخصصي آن که در ايران منحصر به فرد است، شناسايي گونه هاي گياهي است. بدون درنظرگرفتن اهداف کاربردي، هدف اوليه تاسيس اين مجموعه انجام يک کار پايه اي در رابطه با شناخت گونه هاي گياهي است. بدون هر گونه اغراق مي توان گفت که از سال 1347 تاکنون اين بخش تقريبا اکثر گونه هاي گياهي ايران را شناسايي نموده است و اطلاعات بسيار خوبي در آن وجود دارد. • به عنوان يک گياه شناس، بگوييد به طور کلي روند شناسايي يک گياه چگونه است؟ شناخت درواقع بر اساس مقايسة موضوعی ناشناس و موضوعی شناخته شده بنا نهاده شده است. در سال 1753 که اولين حرکت هاي گياه شناسي علمي شروع شد ولينه (Carl von Linnaeus) تصميم گرفت که گياهان را به روش دو اسمي نا مگذاري کند، در کنارشان يک توصيف گيا ه شناسانه براي آ نها تعريف کرد که به اين توصيف اصطلاحا شرح (Description )گفته مي شود. اين شرح بر اساس خصوصيات ريخت شناسي بنا نهاده شده و اندامهاي گياهي و جزیيات ظاهري گياه با اشيای شناخته شده مقايسه گرديده است مثلا مي گویيم برگ اين گياه تخم مرغي يا دايره يا بيضوي است و... اين واژه هايي که به کار برده شد، براي افراد شناخته شده است و تعريف مشخصي دارد. بنابراين وقتي مي گویيم برگي تخم مرغي است، شکل برگ به سادگي در ذهن مخاطب تداعي مي شود. اين اصطلاحات در علم گياه شناسي به زبان لاتين است به طور مثال به تخم مرغي مي گويد Ovatus که البته اين واژه خودش يک صفت است و به تبعييت از اسم، يازده حالت صرف را در زبان لاتيني دارد. بنابراين شما براي گياه شناس شدن، مخصوصا در ايران، بايد زبان لاتيني را بياموزيد. زيرا بنيان گياه شناسي در ايران توسط افرادي بنا نهاده شده است که مطالب شان را به زبان لاتيني نوشته اند )در سا لهاي اخير هر کشوري فلور گياهي اش را به زبان خودش منتشر نموده است مثلا آمريکا، آلمان، فرانسه، روسيه و... پیش از این براي استفاده از فلور روسيه نياز داشتيم زبان روسي را بياموزيم، ولي چند سال پيش در مجموعه اي تحت نام برنامه ترجمه علمي در سرزمین اشغالی قدس، فلور روسيه را به زبان انگليسي ترجمه کرد.مثلا ادموند بوآسيه ( Pierre Edmond Boissier ) که اولين فلور مدوّن را براي خاورميانهو ايران تحت عنوان فلورا اورينتاليس Flora Orientalis )) تدوين کرده، به زبان لاتين آن را نگاشته است. به همين دليل پس از تأسيس دانشگاه تهران، دکتر احمد پارسا کتابفلورا اورينتاليس را از زبان لاتين به فرانسه ترجمه کرد زيرا در آن دوران، زبان فرانسه زبانروز تحصيلکرد ه هاي ايران بود. همچنين فلورا ايرانيکا (Flora Iranica) نيز توسط پروفسوررشينگر Karl Heinz Rechinger منتشر گرديده که به زبان لاتين است. بنابراين يکگياه شناس ايراني بايد بداند زبان لاتين چيست و با آن آشناييداشته باشد. بنده براي سهولت کار محققين، فرهنگي را تاليفنمود ه ام که به پنج زبان لاتيني، انگليسي، آلماني، فرانسه و فارسينوشته شده تا معادل واژگان لاتيني را در اين کتاب پيدا کنند.وقتي گياه شناس وارد طبيعت مي شود و يک گياه را برمي دارد ومي خواهد آن را شناسايي کند، قطعا بايد اين گياه ناشناخته رابا گياه شناسايي شده مقايسه نمايد و لازمةاين مقايسه، آشنايي با گياهاني است که درمجموعة گياهان ايران تعريف شد ه اند. در اينکتا ب ها گياهان در تيره ها، جنس ها، گونه هاو... رده بندي شده اند و گياه شناس بايد باويژگي هاي اين دسته بند ي ها آشنايي داشته باشيد تا به نتيجه برسيد. احاطة عموميو کلي در مورد اين تير ه ها کار هر کسينيست و بهترين راه اين است که گياه شناسبا دانستن اصطلاحات علمي گياه شناسي،نحوة استفاده از اين کتا بها را ياد بگيرد.البته گاهي اوقات يک دانشجو فقط نياز به شناسايي چند نمونه گياهي محدود برايانجام پژوهشي دارد که در اينجا بايد از يک گياه شناس کمکبگيرد و نيازي به يادگرفتن اين مطالب نيست، ولي اگر شخصيبخواهد به اين علم تسلط پيدا کند و گياه شناس شود، آشنايي بااصطلاحات گياه شناسي و زبان لاتين جزو آن است. نکته اي کهوجود دارد اينکه: اگر گياه شناس گياهي را از طبيعت برداشتکرد و نتوانست با اطلاعات اين کتابها آن را شناسايي کند، راه حل چيست؟ پس از اطمينان خاطر از اينکه در داخل کتاب هاي معرفي شده اطلاعات کافي در مورد اين گياه وجود ندارد يا اختلافاتي از لحاظ شکل و... وجود دارد، آن موقع مي توان گفت احتمالا اين يک گونة گياهي جديد u1575 است و بررسي هاي دقيق تري را بايد انجام داد. • شما تا به حال چند گونه گياهي را براي اولين بار شناسايي کرد ه ايد؟ من تاکنون نزديک به 80 گونة گياهي به دنيا معرفي کرده ام که درواقع مولف شان خودم هستم. مانند Serratula khuzistanica (Mozaff.) Mozaff . و نزديک به 100 گونه هم براي ايران معرفيکرده ام که پیش از این در نقاط ديگر جهان شناسايي شده بودند، ولي اطلاعاتيدر مورد رويش اين گياهان در ايران وجودنداشت. همچنين بنده دو جنس گياهي جديد ) Opsicapium Mozaff و Kelussia Mozaff به جامعة جهاني معرفي نموده ام که کمتر در دنيا اتفاق ميافتد و جنس گياهي هم وجود دارد که به نام خود بنده نا مگذاري شده است با عنوان Mozaffariania Pimenov & Maassoumi . معمولا چون مرسوم نيست که افراد گونه هاي گياهي را به نام خودشان ثبت کنند، بنده اين گونه را جمع آوري و پس از اطمينان از جديدبودن آن، از دکتر پيمنوف و دکتر معصومي درخواست نمودم تا آن را به اسم من ثبت کنند که در انتهاي نام علمي هم نام اين دو استاد به عنوان مولف ذکر شده است. در حدود 18 گونه هم توسط دانشمندان مختلف به اسم بنده نا مگذاري گرديده است،براي مثال ( Astragalus mozaffariani Maasoumi) تعدادي از گونه هاي گياهي که شناسايي کردم را به اسم منطقه موردبرداشت گياه يا نام همکارانم ثبت نموده ام. مثلا در حدود 8 گونه را که براي اولين باردر جهان در استان ا لايم شناسايي کردم بهنام گونه اي elymaitica ثبت شدند براي مثال (Gypsophila elymaitica)يا مريم گلي بختياري را به افتخار همکارم خانم دکتر ج مزاد با نام علمي Salvia jamzadii Mozaffarian ثبت نمود ه ام. • از شناسايي کدام گياه خاطره به يادماندني تري داريد؟ در سال 1362 براي اولين بار من به استان هرمزگان، شهرستانبشاگرد رفتم و گياه Pycnocycla bashagardiana را براي اولين بار شناسايي کردم. همچنين گياه ديگري که بنده موفقبه معرفي اش به جامعة جهاني شدم، گياه - Indigofera sinus persica است که به نام خليج فارس نامگذاري کردم تا نامخليج فارس براي هميشه زنده بماند. شايدآن حسي که شما دنبالش هستيد را مننتوانم به زبان بياورم، ولي تمامي گياهانجلوه اي از ذات خداوند هستند. خداوندآن زيبايي هايي که بايد در خلقت داشته باشد را به نوعي در دل اين گياهان نهادهاست و شما هستيد که اين زيبايي ها رادرک مي کنيد. به علاوه به نظر من يکزيست شناس خيلي راحت تر مي تواند بهرمز و راز خلقت پي ببرد زيرا ويژگي هايی که سبب تمايز يک گونه از گونه ديگرمي شود، آن قدر ظريف و در اوج زيبايياست که فقط يک زيست شناس مي تواند آن را درک نمايد. • تعداد دقيق کل گونه هاي گياهي و گياهان دارويي ايران چه قدر است؟چه تعداد از آن ها گونه انحصاري ايران هستند؟ در رابطه با تعداد جنس و گونه هاي گياهي يک کشور هيچگاه نمي توان يک عدد ثابت ومحض را بيان کرد. به طور مثال آقاي دکتر رشينگر در سال 1963 در فلورا ايرانيکا تيره Convolvulaceae را جمع بندي و نگاشته است ولي از آن زمان به بعد فقط بنده دو گونه از جنس Convolvulus به اين تيره در ايران اضافه کرده ام با نا مهاي Convolvulus kurdestanicus و Convolvulus elymaiticus .آمار حدودي مشخص است، ولي آمار دقيق و محض نمي توانيم ارائه کنيم. به طور مثال در فلورا ايرانيکا 7700 تا 7800 گونه گياهي ايران معرفي شده است، ولي از آن زمان تاکنون در حدود 300 گونه گون جديد به دنيا معرفي کرده ايم که بيش تر آ نها توسط آقاي دکتر معصومي و همکارانش انجام شده است. بنده و ساير همکارانم در اين موسسه و همکارا نمان در ساير نقاط کشور گونه هاي جديدي را طي اين سالها به جهان معرفي کرده ايم. بنابراين عدد 8 هزار گونه گياهي به علاوه يا منهاي 300 ، عددي منطقي است. در مورد تعداد گونه هاي گياهي انحصاري ايران تقريبا مي توان گفت که يک چهارم تمام گونه هاي گياهي ايران، انحصاري کشور است يعني نزديک به 2000 گونه. • چه طور شد کتاب شناخت گياهان دارويي و معطر ايران را تاليف کرديد و هدف از آن چه بود؟ از سالي که اولين سمينار گياهان دارويي توسط مسئولان دانشکده داروسازي دانشگاه تهران مانند دکتر محمود نجم آبادي برگزار شد )در 31 شهريور سال 1359 مقارن با اولين روز جنگ تحميلي که فرودگاه مهرآباد بمباران شد(، کمبود دانش شناخت گياهان دارويي در بين محققين گياهان دارويي را حس کردم. معضلي که همواره وجود دارد اين است که اسمي را مي گو ييم ولي مخلوق ديگري را نشان مي دهيم. همين امروز هم وقتي در بازار گياهان دارويي مي خواهيد بادرنجبويه يا بادرشبي Dracocephalum moldavica تهيه کنيد، گياه ديگري را به شما ارائه م يکنند که Melissa officinalis يا فرنجمشک نام دارد. بنابراين شما به عنوان مصرف کننده آن خاصيتي که به دنبالش بوديد را به دست نمي آوريد و درنتيجه اعتقادتان به گياه دارويي ضعيف مي شود. مهم ترين دليل من براي تاليف اين کتاب، معرفي صحيح و تطبيق نام علمي با شکل گياه دارويي بود و به همين دليل کتاب مصور است. در اين کتاب نزديک به 860 گونه از گياهان ايران را به عنوان گياه دارويي معرفي نموده ام و اين گونه هاي گياهي با سند علمي معتبر به عنوان گياه دارويي در جهان مشخص شده اند. البته در اين کتاب علاوه بر 860 گونه گياه دارويي، به حدود 2500گونه گياهي اشاره شده است که در بر گيرنده ميوه ها، ادويه ها و گياهان معطر است و بسياري از آ نها براي اکثر مردم ناشناخته هستند. چون با توجه به اقليم متفاوت مناطق مختلف کشور امکان دارد گياهي که در استان سيستان و بلوچستان برويد را فرد ساکن استان آذربايجان تاکنون اصلا نديده باشد. تمام تصاوير به جز حدود 50گونه توسط خود من از طبيعت تهيه شده است.امروزه مي بينيم برخي افراد به دنبال بررسي منابع قديمي و تطبيق آن با علم جديد هستند و در اين ميان با مشکل نام هاي قديمي گياهان دارويي و پيداکردن معادل امروزي آ نها مواجه مي شوند. به نظر بنده بهتر است به جاي اينکه به دنبال يک نام باشيم، به بررسي ترکيبات گونه هاي گياهي و مقايسه با ويژگي هاي درماني مورد نظر بپردازيم. طب سنتي ما، طب سنتي ايراني به وسعت کشورهاي اسلامي و خاورميانه بوده است. در حالي که ايران امروز بسيار کوچکتر شده است، بنابراين تعداد زيادي از گونه هاي گياهي که در کتا بهاي قديمي ذکر شده اند، ممکن است در ايران امروزي وجود نداشته باشند و فقط در کشورهاي مجاور يافت شوند. در ارتباط با گياهان دارويي انحصاري ايران در اينجا نياز استتوضيح بدهم که ما نبايد دچار يک اشتباه علمي شويم. گياهان دارويي گياهاني هستند که از پراکندگي جغرافيايي زيادي برخوردار هستند. بنابراين در ميان اين 860 گونه گياه دارويي که بنده در کتابم معرفي کرد ه ام، تعداد گونه هاي انحصاري ايران شايد به 10 عدد هم نرسد. مثلا Achillea eriophora در جنوب ايران مي رويد و مردم در آ نجا به عنوان گياه دارويي از آن استفاده می کنند ولي وقتي به منابع خارجي مراجعه مي کنيد آ نچنان اطلاعات علمي در مورد خواصدارويي آن مشاهده نمي کنيد و تنها از رويگونه هاي مشابه اش که بومادرا ن هاي دارويي هستند، اين گمان را مي بريد که اين هم احتمالا خواص دارويي دارد. بنابراين شايد بتوانم بگويم که ما اصلا گياه دارويي انحصاري ايران نداريم، ولي گياه معطر انحصاري داريم، وقتي مي توانيم يک گونه گياه معطر انحصاري مثل Nepeta binalodensis را دارويي بناميم که مواد مؤثره اش شناسايي شده و سپس در آزمایش های باليني، اثرات درماني آن مشخص و اثبات گردد. مثل 70 گونة ديگر از جنس Nepetan در ايران وجود دارد که وقتي به منابع علمي مراجعه مي کنيد، تنها 3 گونه از آنها داراي ويژگي هاي دارويي هستند. البته ممکن است که گياهاني در برخي از نقاط کشور توسط مردم به عنوان گياه دارويي مصرف شوند ولي پايه و اساس علمي آن اثبات نشده است، بنابراين ما آنها را به عنوان گياه دارويي معرفي نمي کنيم تا از لحاظ علمي کاملا اثبات شوند. در ارتباط با اين سوال که چرا بسياري از مردم گياهان مختلفي را به عنوان دارو مصرف مي کنند و گاهی نتيجه هم مي گيرند در حالي که در منابع معتبر به آنها اشاره اي نشده، به نظر بنده مهم ترين ويژگي که يک گياه معطر و يا گاهی دارويي دارد، غير سمي بودن آن است. زيرا اگر کشنده بود هيچکس جرأت نمي کرد آن را مصرف کند. مثلا در جنگل تعدادزيادي قارچ وجود دارد ولي هيچ کسآ نها را نمي چيند چون احتمال مي دهدسمي باشند. در مورد گياهان دارويي معمولا چنين اتفاقي نمي افتد و يا دز مصر فشان در بیشتر اوقات آن گونه نيست که سبب مرگ شوند. بنده در بررسي هايي که داشتم 300 گونه گياهي سمي را در بين 8 هزار گونه گياهي ايران يافت نمودم که اين ها گاهی به عنوان گياه دارويي شناخته مي شوند و بخشي از آنها براي انسان سمي هستند )براي مثال اغلب گياهان مخدر سمي هستند ولي وقتي در مقياس کم مصرف مي شوند سمي نيستند( و برخي ديگر براي حيوانات. تعدادي از آنها به گونه اي هستند که انسان مصر فشان را نمي تواند تصور کند و چندان مورد توجه نيستند. بنابراين گياهان دارويي معمولا در مقياس کم، سمي نيستند و اين جرأت را به ما مي دهند که به دلخواه مان آ نها را مصرف نما ييم. بنابراين آ نچه ما به دنبالش هستيم، اطمينا ن بخشيدن به گياهان دارويي است. • يکي از مشکلات صنعت گياهان دارويي، بحث اشتباهات و همچنين تقلب ها است. با توجه به تخصص شما که مي تواند اين موضوع را در مراحل اوليه شناسايي کند، چه را هکارهايي براي جلوگيري از اين موارد پيشنهاد مي کنيد؟ هيچ راهي وجود ندارد مگر اینکه آگاهي و دانش عمومي را بالا ببريم. امروزه در بسياري از موارد، گياهان دارويي وسيله طب سنتي ما، طب سنتي ايراني به وسعت کشورهاي اسلامي و خاورميانه بوده است درحاليکه ايران امروز بسيار کوچکتر شده، بنابراين تعداد زيادي از گونه هاي گياهي که در کتابهاي قديمي ذکر شده اند، ممکن است در ايران امروزي وجود نداشته باشند و فقط در کشورهاي مجاور يافت شوند امرار معاش افراد شده اند، ولي در گذشته طبيب طب سنتي در راه رضاي خالق يکتا به درمان مردم مي پرداخت و افراد هم در حد بضاعت شان مبلغ يا کالايي را به او به عنوان دستمزد هديه مي دادند و حد مشخصي هم نداشت. امروزه بسياري از دست اندکاران طب سنتي هيچ شناختي از گياهان دارويي ندارند و صرفا بر اساس شنيده ها، يک اسم را تکرار مي کنند. بنابراين تأليف کتاب هاي مصور که به خوبي اين گياهان را معرفي نمايند، يکي از را ههاي افزايش دانش عمومي است و به نظر بنده بايد ده ها کتاب همچون کتابي که من تاليف کردم توسط افراد متخصص نگاشته شود تا اين مشکل برطرف گردد. • چنانچه در پايان اين مصاحبه صحبتي داريد، لطفا عنوان بفرما ييد. وقتي به سابقه گياهان دارويي ايران برمي گرديم، با وضعيتي که امروز حاکم است کاملا متفاوت است. آن روزها بر اساس اعتقاد، يک گياه، دارويي بود ولي امروزه براي امرار معاش، يک گياه، دارويي مي شود.مسئولان بايد در رابطه با آمار و ارقام از واقعيت دور نشوند. وقتي يک نفر مي گويد در ايران 3 هزار گياه دارويي داري ملاکش چيست؟ از چه منبع و مرجعي استفاده م يکند؟ يا مثلا وقتي مي گويد تعداد گونه هاي گياهي ايران از قارة اروپا بيشتر است، معيارش چيست؟ توصيه و خواهش بنده از دست اندرکاران طب سنتي در ايران، افزايش دانش شان در رابطه گياهان است. سر و کارداشتن با زندگي مردم بدون دانش، امکا نپذير نيست. افراد مدعي طب سنتي که بر اساس شنيده ها در حال ساخت دارو هستند بدون اينکه اثرات آن داروها اثبا ت شده باشد، صلاحيت دخالت در امر پزشکي را ندارند. شايد در ابتدا نتايج خوبي هم حاصل بشود ولي کسي از پيامدهاي آينده آن اطلاعي ندارد. به طور کلي ما اگر بخواهيم در مبحث گياهان دارويي به نتيجه اي برسيم، ابتدا بايد پتانسيل هاي خودمان را بشناسيم و بدانيم چه گياهاني در کشور داريم. نکتة مهمي که دلم مي خواست در اين فرصت به آن اشاره کنم اين است که لازم نيست به همه گياها نمان بگو ييم دارويي هستند چنانچه مسئولان کشور تمايل دارند صادرات گياهان دارويي رونق بگيرد و اين گياهان راهي براي کسب درآمد و بهبود وضعيت اقتصادي کشور باشد، بايد روي تعداد معدودي از گياهان دارويي شاخص کشورمان متمرکز شويم و پس از توسعه کشت و استحصال مواد مؤثرة آ نها، دارويي بسازيم که فقط به کشورمان اختصاص داشته باشد و همان طور که ما نيازمند هستيم برخي از داروها را از کشورهاي مختلف وارد کنيم، آنها هم نيازمند داروي ما باشند. منبع خبر: مستند ویژه دومین جشنواره و نمایشگاه ملی گیاهان دارویی

نظرات کاربران

برای ثبت نظر باید در سایت ثبت نام نمایید و یا وارد شوید.

اینجا را کلیک کنید تا وارد شوید